تبليغاتX
مربای تلخ است نام مقال
مربای تلخ

این یك رسم ریشه‌دار تاریخی است كه با نزدیك شدن انتخابات ریاست جمهوری معمولن تغییرات محسوسی در جامعه رخ می‌دهد از جمله این‌كه تمام مردم، از شاگرد صاف‌كار و شاطر سنگكی و مجری خوش‌مزه‌ی برنامه‌ی زلال احكام گرفته تا مدير كنترل سكوی پرتاب ماه‌واره‌ی اميد، همه يك شبه تبديل به كارشناس خبره‌ی مسايل سياسی می‌شوند و هم اين‌كه مسئولان در اين ايام سعی می‌كنند به طور مستقيم به شعور مردم اهانت نكنند و ترجيح می‌دهند اين‌ كار را حتی‌المقدور با ايهام و تشبيهات بدون مصداق انجام دهند. در اين ايام مردم معمولن به طور فزاينده‌ای احساس اهميت می كنند و می‌فهمند كه قرار است انگار يك كاری انجام دهند.  

در خبرها آمده بود: "با دستور ويژه‌ی دكتر محمود احمدی‌نژاد، رياست جمهوری اسلامی ايران قرار شد تمام مشكلات شاليكاران مازندرانی حل شود." گفتيم باز دمش گرم خبرنگار مربوطه كه نوشت "رياست جمهوری اسلامی ايران" وگرنه ما خيال می‌كرديم محمود احمدی‌نژاد هنوز شهردار تهران است و وام ازدواج می‌دهد. فكر كرديم به احتمال قريب به يقين روش حل مشكلات شاليكاران مازندرانی هم يك چيزی توی مايه‌های روش حل مشكلات چای‌كاران گيلانی خواهد بود. اين روش مبتنی بر يك تئوری پدر و مادر دار شيميايی است كه طبق آن مسئولان مربوطه مشكلات مذكور را به طور فله‌ای و به صورت تر و خشك يك‌جا، درون يك ليوان حاوی آب ولرم و كمی زنجبيل می‌ريزند و آن‌قدر هم می‌زنند تا حل شود. اين عمل آن‌قدر ادامه پيدا می‌كند تا محلول آب و مشكلات به شفافيت لازم برسد و امر شفاف‌سازی محقق گردد. در ادامه، در فرصت كوتاهی هم كه لازم است تا محلول قوام مورد نظر را پيدا كند، طبق دستورالعمل توصيه می‌شود مقدار معتنابهی اسپند برای مسئولان مربوطه دود شود تا علاوه بر تركيدن چشم حسودان افراطی، انگيزه‌ای هم ايجاد شود برای حل مشكلات مشابه، مثل مشكلات سيب‌زمينی‌كاران آذربايجانی، گندم‌كاران زنجانی، پيازكاران خوزستانی، نی‌شكر‌كاران كوبايی و شبدركاران ونزوئلايی.

هم‌چنين در خبرها بود كه: "رييس جمهور گفت: به هر ايرانی 70 هزار تومان يارانه‌ی انرژی پرداخت خواهد شد." راستش خيلی زور زديم كه باور كنيم اما اين‌كه حالا قوه‌ی باورپذيری‌مان پا نداد يا خبر مربوطه با اصل تاريخی " تكريم شعور عمومی در آستانه‌ی انتخابات" كمی تناقض داشت، نمی‌دانيم اما همين‌طور بی‌مناسبت ياد جمله‌ی "نفت بايد بر سر سفره‌های مردم بيايد" افتاديم. ديديم نفت كه نيامده هيچ، سفره‌هامان هم پر كشيده.

اين قضيه‌ی باورپذيری هم كه ذكرش رفت، اصولن ريشه در اصل اعتمادسازی دارد كه در اين زمينه می‌توان با اطمينان بالايی، آفتابه را ملاك قرار داد. اين طفلك با تمام سادگی و يك‌رنگی‌اش توانسته آن‌چنان خلوص و قابليت اعتمادپروری‌ای از خود نشان دهد كه سال‌های سال است مردم در خلوت، همه چيزشان را نشانش می‌دهند و هيچ پشيمان هم نمی‌شوند، تازه بعدش کلی هم احساس راحتی می‌كنند. 

 

نوشته شده توسط بابک ملک زاده  در ساعت 15:2 | لینک  |