تبليغاتX
مربای تلخ است نام مقال
مربای تلخ

 

نمی‌دانم سيد حسن حسينی چه‌طور آدمی بوده و از چه قشری بوده و چه اعتقاداتی داشته، يعنی فرصت نشد كه بفهمم. بنده خدا تا آمد كامی چيزی از زندگی بگيرد، اجل نسخه‌پيچش كرد و به قول خودش ناياب شد. نمی‌دانم چه حكمتی‌ست كه هرچه علم پزشكی بيش‌تر پيش‌رفت می‌كند، مردم بيش‌تر جوان‌مرگ می‌شوند. مثل دندان‌پزشك‌ها كه هرچه بيش‌تر مجهز می‌شوند، دندان‌های مردم هم زودتر می‌پوسد.
كاری ندارم به اين‌كه سيد حسن حسينی نويسنده بوده يا مترجم یا شاعر يا طنزنويس يا لبوفروش يا هر چيز ديگر، كاری ندارم اما مضامين كم‌نظيری كه در "براده‌ها" و سروده‌هايش جريان دارد، آن‌چنان برايم جذاب و تحسين‌برانگيز است كه فكر نمی‌كنم حالا حالاها از تكرارشان خسته شوم. به نظرم سيد حسن حسينی يك ذهن زيباست. ذهن زيبايی كه الان توی برزخ احتمالن دارد با عمران صلاحی و پرويز شاپور و كيومرث صابری و محمد پورثانی و بقيه‌ی اراذل شلم بازی می‌كند.
ديدن وبلاگ سید حسن حسینی خالی از لطف نيست. وبلاگی كه مدت‌هاست به روز نشده. رمز ورودش را هم هیچ كس نمی‌داند اما هم‌چنان بيننده دارد، حتا خیلی بيش‌تر از زمانی كه خودش زنده بود. جالب است، هنوز هم می‌بينم بعضی ها برايش كامنت می‌گذارند كه: «وبلاگ قشنگی داری، از نوشته‌هات لذت بردم. به وبلاگ من هم سر بزن.» ای موش توی تنبان هرچی آدم دروغ‌گو.

   گزیده ای از «براده‌ها»:

* هنر به نردبان شبيه‌تر است تا آسانسور. وسيله‌ی بالا رفتن است، بالا برنده نيست.
* موعظه‌ی اخلاقی برای هنرمندی كه با فساد به شهرت رسيده، مثل برشمردن فوايد گياه‌خواری برای يك گرگ كهنه‌كار است.
* هنرمند با ميوه‌ يك فرق بيش‌تر ندارد. ميوه وقتی رسيد می‌افتد، هنرمند وقتی افتاد، می‌رسد.
* نقش مدرك در هنر مثل نقش قندشكن در خياطی است.
* "بند تنبانی" شعری‌ست كه همه‌ی شاعران يقين دارند كه شنيده‌اند، اما شك دارند كه گفته باشند!
* دل‌نشين‌ترين غزل بعضی غزل‌سرايان معاصر همانا غزل خداحافظی است.
* فقط يك خفاش حرفه‌ای می‌تواند در وسط روز آفتاب را منكر شود.
* چه كسی می‌گويد سفيدی دندان گرگ زيباتر از سياهی چشم آهوست؟
* قامت سبز سرو، نمايش‌گاه ناتوانی‌های پاييز است.
* هر انسان كتابی‌ست كه با تولد به چاپ اول می‌رسد، با مرگ ناياب می‌شود و روز محشر به چاپ دوم می‌رسد (وبلافاصله نقد می‌شود!)
* سرمايه‌داری اسلامی مثل عرق‌فروشی اسلامی است!
* اسلام دست كارگر را بوسيده است. يك مسلمان واقعی آن را گاز نمی‌گيرد.
* زبانی كه حق را نگويد فقط به درد ليسيدن بستنی قيفی می‌خورد.
* من بر آنم كه هم قافيه بودن «مرد» با «درد» اتفاقی نيست.
* وجه تشابه ماشين و انقلاب در اين است كه هر دو از خيابان‌های سربالايی شهر به كندی بالا می‌روند.
* معمولن آدم‌های گرسنه زودتر از زندگی سير می‌شوند.
* اگر خفاش هم باشی خواه ناخواه با حركت زمين به گرد خورشيد می‌گردی!

...... . . .  .    .     .       .           .               .

خنده
شاعری اشك نداشت
ولهذا خنديد.

پيوستگی
شاعری بنده نبود
و از آن‌جايی كه بنده نبود
جيبش آكنده نبود
تيشه و اره نداشت
عاشق رنده نبود!
شاعری...
           بر لب تصويرش
                   خنده نبود.

نامه
شاعری شعری گفت
(بی‌نوايی
         به خودش
                   نامه نوشت!)

بركت
شاعری رفت به ده
بركت از گندم آبادی رفت
كدخدا شاعر شد!

ذوق
شاعری خانه نداشت
در خيابان خوابيد
«شهرداری» سر ذوق آمد و
            اقدامی كرد.

اثبات
جمع درباره‌ی اثبات وجود ازلی گپ می‌زد
ژنده‌پوشی طلب برهان كرد.
شاعری شعری گفت
عاشقی آه كشيد
عارفی هو‌هو كرد
تاجری دسته چكش را رو كرد.

جست‌وجو
سالكی خسته به دنبال حقيقت می‌رفت
در مجاری اداری
             گم شد.

منزل اول
تاجری در خُم شد
عارفی بازاری
در همان منزل اول گم شد.
 
كرامات
عارفی وارونه حس می‌كرد
و كرامات غريب هم داشت
مثلن طشت طلا را
            لگن مس می‌كرد.

خدا و خرما
زاهدی نام خدا را به زبان جاری كرد
بعد
خرما خورد!

انحنا
شاعری خم می‌شد
منشی قبله‌ی عالم
              می‌شد.
                    

نوشته شده توسط بابک ملک زاده  در ساعت 1:0 | لینک  | 

1.
  جناب آقای علی‌قلی دوشان‌تپه‌پور ، داوطلب محترم نماينده‌گی مجلس شورای اسلامی!
بر اساس تفحص و بررسی‌های انجام شده، صلاحيت جناب‌عالی برای شركت در انتخابات مجلس شورای اسلامی به دليل عدم احراز التزام به آيين شريف اسلام مورد تأييد واقع نشد.
                                                                           در پناه حق‌تعالی
                                                                              موفق باشيد

2.
  خدمت هيأت محترم اجرايی
با توجه به اين‌كه حقير به مدت سه دوره، به صورت دو دوره‌ی متوالی و يك دوره‌ی متناوب به عنوان نماينده‌ی ملت در آن مجلس حضور داشته و خدمت كرده‌ام، و با لحاظ اين‌كه در هر سه دوره صلاحيت اين جانب بدون هيچ شبهه‌ای احراز شده، خواهش‌مندم مواردی را كه دال بر عدم التزام اين جانب به اسلام می‌باشند محض اطلاع اعلام فرماييد.
                                                                         با سپاس فراوان
                                                                      علی‌قلی دوشان‌تپه‌پور

3.
  جناب آقای علی‌قلی دوشان‌تپه‌پور!
لازم است بدين وسيله خاطرنشان گردد كه با احراز صلاحيت يك نفر در يك دوره حجت تمام نمی‌شود. اين موضوع محتمل است كه در دوره‌های پيشين به دليل عدم وجود حساسيت و تعهد لازم در عوامل اجرايی وقت، عدم پای‌بندی كافی حضرت‌عالی به موازين شرع مورد اغماض واقع شده باشد. شايسته است بدانيد كه هيأت حاضر مصمم است تا از هرگونه تسامح و سهل‌انگاری در اين زمينه ممانعت به عمل آورد. برخی از موارد دال بر عدم التزام شما به اسلام، به شرح ذيل اعلام می‌گردد:
يك: شما در مورخه‌ی 29/10/86 با پای راست وارد توالت شده‌ايد. بايد توجه داشته باشيد كه ورود به توالت با پای راست به شدت مكروه می‌باشد و لازم است اين عمل با پای چپ واقع شود. از آن‌جايی كه قسمت گردن و سر انسان متمايل به راست می‌باشد، در صورتی‌كه ورود به توالت با پای راست انجام گردد و در همان حين اجل انسان برسد و او فوت كند بدون شك پيكر او با سر، وسط كاسه‌ی توالت فرود خواهد آمد و ممكن است به نجاست آغشته گردد. پس بهتر است ورود با پای چپ باشد تا در صورت وقوع فوت، جسد در بيرون از سرويس توالت بيفتد و نجس نشود.
دو: شما در تمام طول هفته به دفعات و آخرين بار در مورخه‌ی 2/11/86 كه مقارن با شب چهارشنبه بوده با همسر خود نزديكی داشته‌ايد، در حالی‌كه مستحضريد مقاربت در طول هفته تنها شب‌های جمعه مجاز می‌باشد و اگر در ساير شب‌های هفته دخول انجام گردد و اين فرآيند تا بسته شدن نطفه پيش برود فرزند حاصل به مواردی از قبيل انحرافات اخلاقی، حرام‌خواری، اعتياد، شراب‌خواری و ... مبتلا خواهد شد. لازم به ذكر است كه دخول در شب جمعه هم در صورتی شايسته و مجاز است كه مرد هنگام عمل در چشم همسر خود خيره نشود. چرا كه اين عمل باعث می‌شود فرزند، كور يا آستيگمات به دنيا بيايد.
سه:  جناب‌عالی در مورخه‌ی 13/12/85  در حالی كه در مسير جاده هراز به سمت آبعلی در حال حركت بوديد، توقف نموده و در كنار جاده به صورت سرپا و ايستاده اقدام به دفع ادرار كرده‌ايد در حالی‌كه می‌دانيد عمل دفع ادرار به اين صورت يك عمل شنيع و خلاف احكام مي‌باشد. عنايت داشته باشيد كه حتا سگ هم هنگام دفع ادرار يك نشست و افتاده‌گی به ماتحتش می‌دهد. لذا بر انسان كه اشرف مخلوقات است پسنديده نيست كه اين مورد را دريغ كند.

اين سه مورد تنها اشاره‌ای بود به موارد زيادی كه در سوابق شما ديده می‌شود. اميد است در آينده در جهت تزكيه نفس و پيشه كردن تقوا، خود را بيش‌تر به احكام و موازين مقيد بسازيد.
                                                                          و من الله توفيق
 

نوشته شده توسط بابک ملک زاده  در ساعت 17:33 | لینک  |