تبليغاتX
مربای تلخ است نام مقال
مربای تلخ

بازی شب يلدا جذاب‌ترين بازی وبلاگستان بود كه هركس بايد به 5 حقيقت خنده‌دار و احتمالن هول‌ناك در مورد خودش اعتراف می‌كرد. خيلی‌ها به رغم دعوت شدن، جرأت شركت در اين بازی را پيدا نكردند. مثل بازی عريانی به پيش‌آهنگی استيفلر در امريكن پای 5. بعضی دوستان پيف پيفی و مامان جونی هم به جای اعتراف، از علايق و افتخارات زنده‌گی‌شان گفتند. بعضی‌ها به جای حقيقت خنده‌دار، به خوش‌تيپ و جذاب بودن خودشان اعتراف كردند. در اين ميان اما دوستان انگشت شماری بودند كه درست و حسابی بازی كردند و مرد و مردانه دست به اعتراف زدند و قضاوت و برداشت خواننده‌گان را به تخم (و يا تخم دان) شان حواله كردند، از جمله سهیل قاسمی و مهرک امامی. متاسفانه يا خوش‌بختانه من هيچ‌گاه به اين بازی دعوت نشدم كه دست به اعترافات هول‌ناك بزنم اما دوست خوب غربت‌نشين، مهرک امامی، به بازی جديدی به نام بازی "بهترين پست" دعوتم كرده كه با وجود در كار نبودن اعتراف و خنده و استيفلر، هم‌چين خالی از هيجان هم نيست. هر شركت كننده در اين بازی بايد بهترين پست وبلاگش را با هر معياری كه در ذهن دارد، انتخاب كند و لينكش را در كامنت باكس وبلاگ بهترین پست قرار دهد تا به مرور مجموعه‌ای از بهترين مطالب وبلاگ‌های فارسی جمع‌آوری شود. هر شركت كننده در نهايت بايد تعداد دل‌خواهی از دوستانش را به اين كار (يا بازی) دعوت كند.
انتخاب بهترين پست كار آسانی نيست با اين حال من پست "فلاش بک" را كه مربوط به تيرماه 85 است به عنوان بهترين پستم انتخاب می‌كنم. فلاش‌بك با اين‌كه معرفی چندان مناسبی برای حال و هوای اين وبلاگ نيست اما يك چيز‌هايی را برايم تداعی می‌كند كه دوستشان دارم يا دست‌كم يك زمانی دوست‌شان داشته‌ام.
و در نهايت دوستان زير را به اين بازی دعوت می‌كنم. شايد بهانه‌ای شود كه بعضی‌هاشان بعد از مدت‌ها وبلاگشان را به‌روز كنند:
1. داوود ملک زاده كه تهران را برای شعر شدن كوچك می‌داند.
2. محمد عرب زاده كه قصه‌های رفته از ياد را ماهرانه می‌نويسد.
3. سهیل قاسمی كه حتا از خودش هم خوش تيپ‌تر است.
4. آلبالو خانوم، تنها آلبالويی كه ترش نيست.
5. محمد ابراهیمی، مهندسی كه می‌خواست وكيل شود اما سيگاری شد.
6. سپهر قاسمی كه با لب‌های می‌خندد يك منحنی ازش راست می‌شود از رو، به رو به رو.
7. و پردیس کریمی خواهر كوچكه‌ی هابيل و قابيل، كه هنوز زنده است.

نوشته شده توسط بابک ملک زاده  در ساعت 15:57 | لینک  | 

حسن نوعی اقدم

الحاق
حسن نوعی اقدم نماينده‌ی اردبيل و كارشناس مسايل آستارا و اقيانوسيه گفت: « ما تصميم گرفتيم كار الحاق (آستارا به استان اردبيل) را به صورت زيرزمينی انجام دهيم و خوش‌بختانه نتايج اين اقدام ما تا چند ماه آينده روشن و معلوم خواهد شد.» آگاهان ضمن برشمردن انواع الحاق به صورت‌های زيرزمينی، روزمينی، زيرپله‌ای، پشت‌بامی، لب رودخانه‌ای، پشت حصار باغی، روتختی، لبه‌تختی، درازكش، نشسته، سرپايی و ... گفتند: «البته مهم اين است كه بچه سالم باشد، دختر يا پسر فرقی ندارد، فقط سالم باشد.»

خواب پسربچه‌ها
ديشب خواب ديديم كه در يكی از خيابان‌های شهر پرده‌ای نصب شده با اين مضمون: «مقدم آقای اقدم را گرامی می‌داريم و از اقدام آقای اقدم كمال تشكر را داريم.» همان لحظه از خواب پريديم و رفتيم كمی اقدم بزنيم، ببخشيد قدم بزنيم.

ميگرن
محققان اعلام كردند: «زنان 7 برابر بيش از مردان به ميگرن دچار می‌شوند.» اين در حالی‌ست كه زنان 700 برابر بيش از مردان حرف می‌زنند. حالا اين چه ربطی به پيوستن آستارا به اردبيل دارد ما نمی‌دانيم. قرار هم نيست كه همه چيزها به هم ربط داشته باشند و ما هم از همه چيز سر در بياوريم اما می‌دانيم كه آمار ابتلا به ميگرن در محيط‌های نمور مثل «زيرزمين» بسيار بيش‌تر است. حالا مرد يا زن فرقی نمی‌كند، فقط سالم باشد. از ما گفتن بود.

زننده‌ی گل زده شده
در نشريه‌ای محلی خوانديم: «سارق موتورسيكلت‌های سرقت شده در آستارا دست‌گير شد.» گفتيم بعيد نيست به زودی جمله‌های مشابه ديگری هم در نشريه‌ی مذكور ببينيم:
«قاتل مقتول به قتل رسيده در فلان پس كوچه به دام افتاد.»
«دو نفر غرق شده روز گذشته در دريا غرق شدند.»
«زننده‌ی گل زده شده بهترين بازی‌كن ميدان شد.»
«متجاوز به دختر مورد تجاوز قرار گرفته شده به جرم خود اعتراف كرد.»
«الحاق شهر ملحق شده در زيرزمين صورت گرفت.» و ...

نوشته شده توسط بابک ملک زاده  در ساعت 2:19 | لینک  |