خاطرم هست يكی دو سال پيش در يك برنامهی تلويزيونی، پزشك متعهدی كه آمدهبود تا در مورد راههای انتقال ايدز و روشهای پيشگيری از آن صحبت كند، كلی زور زد و خجالت كشيد و سرخ و سفيد شد و آب شد رفت تو زمين تا بالاخره موفق شد كه اين جمله را به زبان بياورد:
" هموطنان عزيز، سعی كنيد حتمن از كاندوم استفاده كنيد."
يك لحظه دلم سوخت به حال خودم و تمام كسانی كه در بستر اين فرهنگ بار آمدهاند. فرهنگي كه رودربايستی و تعارف و پنهانكاریهای بیدليل و خالی از منطق هميشه يكی از مولفههای اصلی آن بوده و آنقدر استعمال شده و تاييد شده كه رنگ ادب و عفت و شخصيت به خود گرفته است.
اين ماجرا همانطور كه ذكر شد، مربوط به مدتی قبل بود. اما چندی پيش در يكی از مجلات آشپزخانهای - مجلاتی كه معمولن خانمها در حدفاصل زمانی آبكش كردن برنج و دم كشيدن آن در آشپزخانه مطالعه ميكنند - چشمم به صفحهای افتاد كه به تبليغات كاندوم، اين ابزار مقدس، اختصاص يافته بود. جالب اين بود كه مدلهای مختلف آن هم به تفصيل معرفی شده بود كه مدل " ببرنشان " از همه شكيلتر بود. ( البته زيبايی در نگاه ماست نه در چيزی كه به آن مينگريم يا در چيزی كه حتمن ازش استفاده ميكنيم!)
اين ماجرا گذشت و گذشت تا دوباره چند هفته پيش در يكی از صفحات هفته يا ماهنامهی "سلامت" دوباره آگهی تبليغاتی پرملاتي كه نصف صفحه را هم اشغال كرده بود نظرم را جلب كرد. اين بار كاندومی با تجهيزات و امكانات جانبی جالب توجهی با عنوان " قابليت درخشندگی در شب " معرفی شده بود. اين اصطلاح را كه ديدم به اهميت و تعيين كنندهبودن نقش اين ابزار سرنوشتساز و لزوم توليد بيشترين دقت و كمترين خطا بيشتر پی بردم. حتا به فكرم رسيد كه میتوان در كنار كاندوم درخشنده در شب از كلاههای چراغدار ِكارگرهای معدن و نيز دوربينهای ديد در شب هم استفاده كرد تا بهترين و دقيقترين نتيجه حاصل شود.
حالا گذشته از شوخی، چاپ اينگونه آگهیها به نظرم يك انعطاف بزرگ فرهنگیست و فكر میكنم چنين گشايش و انعطافی در فرهنگ جامعه يك پيروزی و موفقيت بزرگ است.
* * *
در پايان لازم میدانم به يك نكتهی مهم ديگر هم اشاره كنم، كه اگر نكنم لابد چرخ مملكت نمیچرخد و آن هم اينكه:
" انرژی هستهای حق مسلم ماست و ما همهجوره هستيم پاش".

