تبليغاتX
مربای تلخ است نام مقال
مربای تلخ

 

همه خیابان های منتهی به ساختمان مذکور بسته شد. تمام متفکران و اندیشمندان و روان شناسان و بزرگانی که در زمینه ی رفع آسیب های اجتماعی سال ها استخوان ترکانده بودند، زیر نظر ستاد پیش گیری از بحران در ساختمان مذکور دور هم جمع شدند تا با ارائه ی مقالات متعدد در مورد یک بحران ملی تبادل نظر کنند و ببینند که " چگونه و با چه راهکارهایی می شود شرایطی را فراهم کرد که در تیم ملی حتا برای چند دقیقه هم که شده علی دایی تعویض شود ". آن ها در نهایت به هیچ نتیجه ای نرسیدند و بلند شدند رفتند سر خانه و زندگی شان.

رییس جمهور وقتی دید علی دایی حرف حالی ش نیست به همراه چند نفر از ریش سفیدهای محل پا شد رفت تا از کشور های صاحب نفوذ در سازمان ملل و شورای امنیت از جمله مالزی، کویت، کامبوج، سومالی، سودان، اتیوپی، سوریه و بوسنی و هرزگوین در مورد ادامه ی فعالیت هسته ای، قول رای مثبت بگیرد. همان لحظه سخن گوی وزارت خارجه پس از دادن هشدار در مورد دخالت های بی شرمانه ی امریکا در قضیه ی انرژی هسته ای با عصبانیت عینک اش را در آورد و شیوع آنفلوآنزای مرغی را در کشورهای همسایه به شدت محکوم کرد.

مردم در حمایت از فعالیت صلح آمیز هسته ای دور نیروگاه حلقه ی انسانی تشکیل دادند و فریاد زدند:    « انرژی هسته ای آزاد باید گردد ... زندانی سیاسی حق مسلم ماست»، انرژی هسته ای هم ناگهان سرش را از پنجره بیرون آورد و با عصبانیت گفت:« برید گم شید بابا، شما دهن منو ...».

قنادی ها در اعتراض به توهین روزنامه های خارجی نام تمام شیرینی هاشان را عوض کردند. با این اقدام انقلابی قنادی های سلحشور به یکباره همه ی مشکلات مملکت تا بیخ حل شد. مردم به آسایش و رفاه رسیدند. آنفلوآنزای مرغی ریشه کن شد . خروس ها به لانه برگشتند و مرغ ها را بوسیدند.

خانم مرغه با کرشمه به آقا خروسه گفت:" عزیزم حالا که برگشتی و قراره شب رو با هم به صبح برسونیم، بگو شام چی دلت می خواد بخوریم؟ ". جوجه کوچولو که ذوق کرده بود گفت:" مامان، مامان، انرژی هسته ای بخوریم، انرژی هسته ای..."

 

نوشته شده توسط بابک ملک زاده  در ساعت 1:55 | لینک  |