جمعه 1384/07/22
جاده خیس شد. گوساله پرید وسط جاده. راننده پا روی ترمز انداخت. جاده ایستاد. کامیون لغزید. زمین رفت بالا. آسمان آمد پایین. دنده راست رفت تو شکم راننده. همه جا ناگهان سیاه شد.
سواری زد کنار. مسافرهای سواری پیاده شدند و در کنار کامیونِ چپ کرده عکس یادگاری گرفتند. گوساله نگاهی به علف های پایین دست انداخت و رفت.
نوشته شده توسط بابک ملک زاده در ساعت 1:34 | لینک
|

